- کیفیت معمولی دانلود
گرچه در آب و آتشم
سوزم و گریم و خوشم
گر بودم هزار جان
جمله فدای میهنم
چند تو خوانی ام که ها
خانه رها کن و بیا
نیست وطن لباس تن
تا که ز خویش بر کنم
هیهات هیهات هیهات من ذاله
حیدر حیدر
مدد حیدر
عشق را خواهی اگر یاری کنی
مرد حق باشی مددکاری کنی
بسم الله
برکشی شمشیر چون شیری درآیی درجنگ
جـان سپاری یا فداکاری کنی
بسم الله
هر که داره هوس قدس شریف
بسم الله
هر که صهیونیست را خواند حریف
بسم الله
هیهات هیهات هیهات من ذاله
حیدر حیدر حیدر
مدد حیدر
سر دهی در زیر شمشیرش برقصی بی سر
این چنین مستانه سرداری کنی
بسم الله
یا دماری از عدو در آوری در میدان
هر طرف جوی ز خون جاری کنی
بسم الله
بر مشامم می رسد بوی آزادی قدس
بسم الله
تشنه نور امامم ای عجل مهلت بده
تا نمازی پشت مهدی با وضوی کربلا
بسم الله
هیهات هیهات
من الذله
حیدر حیدر
شاعر از ابتدا خود را در میانهی آتش و آب، سوز و اشک میبیند؛ اما با وجود این سختیها خوشنود است، چون هدفی بزرگ در دل دارد: فدای وطن شدن. او میگوید اگر هزار جان هم داشتم، بیدرنگ آنها را در راه میهن تقدیم میکردم. این وطن نه یک مفهوم مادی، بلکه هویت، عشق، ایمان و تمام هستی اوست؛ چیزی نیست که بتوان آن را مثل لباسی از تن بیرون کرد.
سپس فریاد "هیهات من الذله" طنین میافکند؛ همان شعار تاریخی حضرت سیدالشهدا که نشان میدهد سر خم کردن در برابر ظلم، جایی در فرهنگ این سرود ندارد. واژههای "حیدر" و "مدد حیدر" نیز با تکرارشان، الهام از شجاعت علوی را به جان شنونده میریزند. اینجاست که عشق واقعی نه فقط در دل، بلکه در میدان جنگ معنا مییابد؛ اگر عاشقی، باید برخیزی، یاری کنی، و فدا شوی.
وقتی شاعر میگوید "بسمالله"، در واقع اعلام آمادگی برای ورود به میدان حق علیه باطل است. هر بار این "بسمالله" تکرار میشود، گویی صفی از عاشقان با نیت خالص برای نبرد با ظلم و صهیونیسم، و برای آزادی قدس شریف به پا میخیزند. این بخش سرشار از ایمان، شور، و امید به پیروزی است.
در بیتهایی مثل "سر دهی در زیر شمشیرش برقصی بیسر"، شاعر اووج ایثار و دلدادگی را تصویر میکند؛ یعنی کسی که با شادی و آگاهی جان میدهد، نه از سر اجبار، بلکه از روی عشق. همانگونه که یاران امام حسین در عاشورا چنین بودند.
و در پایان، شعر به آرزوی عاشقانهای اشاره میکند:
"تشنهی نور امامم، ای عجل مهلت بده
تا نمازی پشت مهدی با وضوی کربلا"
یعنی شاعر آرزومند ظهور حضرت ولیعصر(عج) است، اما با چشمی به کربلا. وضوی کربلا، یعنی آمادگی برای نماز پشت سر حضرت مهدی با دل و دستانی خونین، پاکشده با عشق شهادت.
در مجموع، این سرود یک دعوت عاشقانه است به مقاومت، به دفاع از حق، به حضور در صف یاران مهدی، و به زیستن با غیرت علوی. جانمایهاش شور است، خون است، توکل است، و امید.
آثار دیگر بهرام شهبازی
مشاهده همهآثار مرتبط
از نسل امید
گروه سرود وصال
بزن سیلی
گروه هنری آدینه لارستان
بیچاره میشوید
گروه سرود رضوان کرج
ما مرد نبردیم
گروه همخوان
برخیز
گروه سرود ترنم بهشتی تهران
لشگر صاحب الزمان
گروه سرود دختران میعاد
مرگ بر اسرائیل
گروه سرود اعجاز مهریز
خصم استکبار
گروه سرود الغدیر طهران
دوزخ
گروه سرود میعاد
خانه ی امن
گروه سرود اوای خضرا
رمز نصر الله
گروه سرود آب و آیینه تهران
پیروزیم
مرتضی ارس نژاد
دیدگاهها
وارد شوید تا دیدگاهتان را بنویسید.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.