یار می خواند مرا
دلدار می خواند مرا
یک نفر از کربلا
انگار می خواند مرا
یک نفر از کربلا
انگار می خواند مرا
ما به فتوای تمام عشق راهی می شویم
پا به پای عاشقان چون رود جاری می شویم
اشک می بارد ز چشمان دل پرشورمان
شوق یا ماتم نمی دانم نپرس از حالمان
شوق یا ماتم نمی دانم نپرس از حالمان
یار می خواند مرا
دلدار می خواند مرا
یک نفر از کربلا
انگار می خواند مرا
یک نفر از کربلا
انگار می خواند مرا
وقت ماتم کوله پشتی نان و آبی مختصر
پا برهنه جاده خاکی و شالی روی سر
میزبانانی پر از مهر مهر و صفا جود و سخا
با نوای آشنای حلبیکم بین راه
با نوای آشنای حلبیکم بین راه
حلبیکم یا زوار حلبیکم
حلبیکم یا زوار حلبیکم
دوست دارم چای موکب های بین راه را
سفره داران عراقی عاشقان ماه را
دوست دارم آن عمودی را که عکس حاج قاسم خورده است
دوست دارم آن جوانی را که بر سینه زده عکس ابو مهدی را
یار می خواند مرا
دلدار می خواند مرا
یک نفر از کربلا
انگار می خواند مرا
یک نفر از کربلا
انگار می خواند مرا
می شمارم از عمود یک تا آن آخری
آخر راه است اینجا آن بهشت منجلی
السلام ای صاحب مشک و علم
اذن می دی تا روم سوی حرم
السلام ای ساکن کرببلا
یابن حیدر یابن زهرا السلام
السلام ای عشق را معنا سلام
صاحب دار و ندارم والسلام
سرود “یار میخواند مرا” با اجرای اعضای گروه سرود بصیر تهران در این صفحه برای مخاطبان عزیز سرودیا منتشر میشود. همخوانان گروه بصیر، این قطعه را با شعری به مناسبت اربعین حسینی اجرا میکنند. محمد ناصری، شاعر این اثر، در سروده خود، به بیان شور و شوق پیاده روی برای زیارت حرم امام حسین علیهالسلام میپردازد.
آهنگهای دیگر سید محمد حسینی
مشاهده همهشعرهای دیگر محمد ناصری
مشاهده همهآثار مرتبط
دختران اربعین
طهورا
یاران حسین (ع)
گروه سرود رایة الزهرا(س)
قطعه ای از بهشت
محمد مقنی
اینجا ایرانه
روایت عشق
امیر محمد جوادی بختیار
دیدگاهها
وارد شوید تا دیدگاهتان را بنویسید.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.